مونولوگ برای تست بازیگری | مونولوگ کوتاه | متن تست بازیگری

مونولوگ برای تست بازیگری یا متن تست بازیگری یا دیالوگ تست بازیگری جمله ای است که عموم اشخاصی که برای تست بازیگری میخواهند بروند در گوگل سرچ میکنند. ما در این مقاله قصد داریم توضیح کاملی درباره آشنایی با مونولوگ بدهیم و نمونه هایی از انواع مونوگ مخصوص آقایان و خانم ها بیان کنیم.
مونولوگ و دیالوگ یعنی چی؟
هنگامی که یک بازیگر تصمیم میگیرد اجرای تک نفره را به عهده داشته باشد؛ برای برقراری ارتباط با مخاطب در کنار زبان بدن و بروز احساسات از طریق بیان و اجرای مونولوگ نقش آفرینی میکند
مونولوگ تست بازیگری بخشی از فیلمنامه یا نمایشنامه است که بازیگر به تنهایی و بدون نیاز به پارتنر برای اجرای نقش خود از ان استفاده میکند
تفاوت مونولوگ با دیالوگ در این است که مونولوگ اجرای تک نفره و کامل است و دیالوگ گفت و گویی دو نفره است که اگر یک طرف نباشد، شکل نمیگیرد
و دیالوگ به مکالماتی میگویند که بین دو نفر رد و بدل میشود و اگر یک طرف از گفتگو نباشد مکالمه ناقص می ماند
البته خوب است بدانیم در دنیای بازیگر شدن و نمایش 4 لوگ داریم
مونولوگ و دیالوگ 2لوگ اصلی و سولی لوگ و پرولوگ 2 لوگ فرعی می باشد.
سولی لوگ به گفتگوی ذهنی یک نفر با خود می گویند در واقع سولی لوگ واگویه یا گفتو گو با خویشتن است و پرولوگ به مقدمه نمایش نامه یا فیلم نامه میگوند.
اگر علاقهمند به این محتوا هستید پیشنهاد میکنم مقاله آموزش بازیگری را مطالعه کنید
چند نکته درباره انتخاب مونولوگ برای تست بازیگری
انتخاب مونولوگ آزاد است اما خوب است بدانیم هر اجرایی زمانی واقعی و باور پذیر به نظر می اید که به تناسب مخاطب صورت بگیرد
باید در اجرای مونولوگ بر احساسات، بیان، آکسان گذاری و تن کلام و همچنین زبان بدن تسلط و تمرکز بالایی داشت زیرا در اجرای مونولوگ تمام فکر و ذهن و توجه مخاطب به شماست
البته منظور از اجرا به تناسب فضا و مخاطب این است که اگر قرار است فضای غمگینی را برای مخاطب تداعی کنیم، مونولوگ و اجرای ما همچنین لحن و لهجه ی ما تداعی کننده همین حس باشد نه بر خلاف انچه باید
و این را باید در نظر داشته باشیم که مونولوگ اجرای تک نفره است یعنی هیچکس جز ما در آن لحظه روی صحنه نیست بنابراین تمام تمرکز روی ماست پس نباید مخاطب را نا امید یا خسته کنیم
چیزی که نقطه قوت ما در اجرای مونولوگ هست توجه بر بیان احساسات از طریق صدا و میمیک صورت و زبان بدن است.
ویژگی های متن تست بازیگری خوب(مونولوگ)
- متن تست بازیگری شما باید سرگرم کننده باشد
در نظر داشته باشید اگر مونولوگ فاقد جذابیت و کشش محتوایی باشد مخاطب خسته و کسل میشود و کار شما برای اجرای آن اثر سخت
بنابراین توجه داشته باشید قبل از اجرا در انتخاب مونولوگ دقت کنید
- متن تست بازیگری شما باید متناسب با ویژگی های شما باشد
اگر شما مونولوگی را انتخاب کنید که مناسب یک فرد چاق و هیکلی است و بیانگر جزییات و برعکس شما فردی لاغر اندام باشید باور پذیری مونولوگ برای مخاطب و اجرا برای شما سخت خواهد بود
البته این را در نظر بگیرید که گاهی تضاد کمدی ایجاد میکند اما منظور ما در این بخش عدم هم گونی بازیگر با متن است
- متن شما باید تغییر احساسات را نشان دهد
شما باید بدانید بالغ بر 50% باور پذیری متن از طریق بیان احساسات شما صورت میگیرد مخصوصا در تئاتر که همیشه غلو داریم، اگر بیان احساسات ضعیف باشد در واقع منجر به اجرای ضعیف میشود
- متن شما باید یک خط داستانی داشته باشد
کودکی خود را بیاد بیاوردی که مادرتان برایتان قصه میگفت، ما در داستان همیشه به دنبال تکمیل و فرازو نشیب هستیم، اگر مونولوگ شما در فرایند تکمیل داستان قرار نگیرد مخاطب گیج و سردرگم میشود
- متن شما نباید زیاد طولانی باشد
همانطور که ما از زیاده گویی طرف مقابل خسته و کلافه میشویم، مخاطب هم از شنیدن یک نواخت صدای ما خسته میشود بنابراین مونولوگ باید متنی باشد که از زیاده گویی و اطناب به دور باشد
- متن شما نباید ساده و قابل حدس باشد
متن ساده قابل پیش بینی و به دور از جذابیت است، بنابراین گره داستان یا سوسپانس همان عاملی است که مخاطب را اجیر و کنجکاو میکند و باعث گیرایی کلام ما میشود.
- متن های کلیشه ای و مونولوگ های بسیار معروف را اجرا نکنید
متن های تکراری یا مونولوگ های معروف برای مخاطب جذابیتی نخواهد داشت زیرا مخاطب همیشه به دنبال چیز جدیدی است
- مونولوگی انتخاب کنید که شما قهرمان داستان باشید
گاه پیش می آید که شما دست به انتخاب مونولوگی میزنید که در آن فردی شکست خورده، قربانی یا منفی هستید؛ مسلما مخاطب از شما این توقع را دارد تا شما سربلند و قهرمان باشید و او را از زمان گذاشتن برای زمانی که گذاشته پشیمان و مایوس نکنید
- مونولوگ به دور از محتواهای مستهجن و جنسی باشد
باید متنی را انتخاب کنید که به دور از ممیزی ها و مناسب انتشارعمومی و سنین مختلف باشد؛ چیزی که دل مخاطب را چرکین یا خجالت زده نکند
- مونولوگی انتخاب کنید که ژانر داشته باشد
مونولوگی که ژانر دارد در واقع متنی است که روایت در آن به خوبی شکل گرفته و مخاطب میتواند به راحتی با آن همراه شود مثل مونولوگ هایی از تراژدی مکبث.
اگر مشتاق هستید استعداد بازیگری خود را ارزیابی کنید میتوانید از صفحه تست بازیگری آنلاین آکادمی دولت خواهی دیدن کنید
بازیگری یکی از هنرهای محبوب در ایران است که هر ساله افراد زیادی به دنبال یادگیری آن هستند. اما پیدا کردن یک کلاس بازیگری خوب برای افراد علاقه مند به بازیگری کار آسانی نیست. بازیگران تازه کار برای پیدا کردن کلاس بازیگری خوب با مشکلاتی مانند محدودیت مکانی، هزینه بالا و عدم شناخت مدرس مواجه هستند. آموزشگاه بازیگری دولت خواهی با برگزاری کلاس بازیگری آنلاین، این مشکلات را برطرف کرده است. این دوره توسط مدرسان مجرب و باسابقه تدریس میشود و شامل سرفصلهای جامع و کاربردی است.
مونولوگ برای تست بازیگری مناسب اقایان
مونولوگ شماره 1: دوستت داشته ام و دارم
با حالات مختلف اجرا کنید
ناکام وبغض الود، پیروز، بی اهمیت
استیو: من میخواستم باهات باشم ماریا…حتی شده باشه یکم… من فکر میکردم میتونم کاری کنم که دوستم داشته باشی.. میخواستم که آرامش داشته باشی کنارم… میدونم که شاید من اولین انتخاب و اولویت تو نیستم ولی خوب… چجوری بگم…خوشحالم که گاهی شاید یکم منو دوست داشتی…. هیچ وقت نفهمیدم چرا بهم نگفتی برو، البته هیچ وقت هم بهم نگفتی بمون..من بهترین تو رو و بدترین تو رو دیدم و همشو دوست دارم… عاشق حرف زدنتم… عاشق عصبانی شدنت…عاشق وقتی میخوای یه چیزی رو برام تعریف کنی… عاشق وقتی خنگ میشی و اشتباه می کنی… نمیدونم در مورد من چی فکر میکنی یا اصلا برات مهم هست یا… ماریا من فقط خواستم برای آخرین بار ببینمت چون که دارم میرم….فقط میخواستم بت بگم من واقعا دوستت داشتم و دارم
مونولوگ شماره 2: میتونیم فکر کنیم خوابی بود که تموم شد .
برای بهترین حالت اجرا با احساسات متفاوت مونولوگ زیر را اجرا کنید
گزارشی.غمگین.بغض الود.عصبانی.بی تفاوت
میتونیم فکر کنیم خوابی بود که تموم شد .
کابوس ِ شیرینی که ناگهان به بن بست رسید .
ناگهانی که ناگوار نبود
گوارا نبود
فقط باید می بود
از آن ناگهان هایی که بذر ِ اندوه می پاشند و تا ابد دلهره برداشت می کنند ..
مثل پیله ای از تار ها تـَنیـدن
و به جای پروانه شدن
مُردن
و این ها همه ارمغان ِ شومی ست تحفه ی مجنون ِ
تحفه ی عفریتی به نام ِ عشق – این سایه ی منفور ِ مرگ –
کم پیش می آید آدمی خواب ِ طولانی ببیند
خوابی به قدمت ِ چند سال..
و من طولانی ترین کابوس ِ جهان را دیده ام و از دور برای چهره ی منفور ِ عشق روی عرشه ی کشتی ِ سرگردان , کلاه برافراشته ام .
حقیقت ِ عشق چیزی نیست جز کنیسه ای غمگین که آینه های روی دیوار هایش تنها انعکاس دهنده ی وقایع ِ شوم ِ این عشق ِ منفور هستند و هر بار چشم در چشم ِ آینه می شوم از خود می پرسم ” آینه کیست که صورت از من قرض می گیرد ؟ “
آیا حقیقی ترین عاشق ِ تنها و صبور ِ من , نیست ؟
مونولوگ شماره 3: تصور کن همه از فردا بترسند
برای بهترین حالت اجرا با احساسات متفاوت مونولوگ زیر را اجرا کنی
گزارشی،بی تفاوت،ترس،تحدید
تصور کن همه از فردا بترسند و هیچکس حوصله ی فردا را نداشته باشد
مثلا فردا هوا ابری ست
بارانی ست
طوفانی
یا هر شکل و شمایل دیگری
مثلا فردا امتحان دارم
یا تاریخ تحویل پروژه است
یا مثلا موعود ِ چک برگشتی
یا هر اتفاق دیگری
اگر فردا عجله داشته باشی
یا نوبت دکتر آن هم دندانپزشکی
مثلا فردا هزار و یک کار و برنامه و مهمان داری
یا فردا در آلکاتراس بدتر از امروز است
آن هم وقتی که مرگ را به آلکاتراس ترجیح بدهی یا امروز را به فردا
مثلا اگر دیروز بدک نباشد و امروز بد باشد و فردا بدتر باشد
مثلا اگر بگی پس کی این لعنتی تمام می شود
همان “این” که هزار و یک معنی دارد
بعد فکرکن یک روز فردا بغض کند
قهر کند
برود برای خودش گم بشود
بعد انقد گم بشود تا بمیرد
آنوقت است که باید مرگ ِ مخوف را به فردای آلکاتراس و هرچه فردای ناشناخته تر است ترجیح بدی
مونولوگ شماره 4: در روزگاری مربوط به بیست سال
برای بهترین حالت اجرا با احساسات متفاوت مونولوگ زیر را اجرا کنید
ترس،حسرت،گزارشی،نصیحت،شادی
در روزگاری که مربوط به بیست سال ِ پیش می شد ، که نَه سال ِ وَبـا بود و نَه سال ِ بَلـوا ؛ در همان ماه و همان روز ولی در سال های خیلی خیلی دورش ابن ِ سینا که پیر شده از بس مُرده ،به سالی که شاید سالِ وبا و سال ِ بلوا هم بوده به دنیا آمده بود ، ما هم در همان تاریخ قدم به اقلیم ِ وجود نهادیم که در سجل ِمان به سال ِ هزار و سیصد و هفتاد و دو و به ماه ِ شهریور و به روز ِ یکُم ِ آن معروف است.
مادربزرگ ِمان به مناسبت ِ تولد ِ خوش یُمن ِ ما ؛ یک جام ِ شیشه ای به مادرِ مان داد و مثل ِ اینکه شیشه ی عمر ِمان باشد هرگاه به آن تلنگر می زنیم ، به گوش ِسمیع از آن صدای مرگ می آید ..
مونولوگ شماره 5: چُپُق ِ فکسنی
برای بهترین حالت اجرا با احساسات متفاوت مونولوگ زیر را اجرا کنید
ارامش.بغض.شادی و هیجان
اهل پیپ و سیگار کاپتان بلک و گان اسموک نبود ، یک چُپُق ِ فکسنی داشت ، گهگاهی اگر گیرش می آمد قلیون هم می کشید ، آن هم نه نعنایی و هلویی و .. فقط برازجانی !
همه ی تحصیلات ِ آکادمیک َش مربوط میشد به دانستن ِ خواص ِ جوشانده ی گل گاو زبان و پر ِسیاوشان و کافور و خارشتر . نوشیدنی ِ مورد علاقه اش شربت بِــه لیمو بود ، و عصر ها کاهو سکنجبین و خیار باغ ِ خودشان را میخورد
برای رسیدن به موفقیت از هیچ تلاشی دریغ نکرده بود! نعل ِ اسب و دُم ِ خروس به دیوار ِ خانه اش آویزان کرده بود . دنبال ِ خرگوش و راسو دویده بود . تمام ِ علف های هرز ِ باغچه را گره زده بود .
هر وقت بچه ای از اهل ِ محل صرع می گرفت سریع یک بشقاب بزرگ فلزی – که از آهنگر خریده بود و داده بود دعانویس رویش دعای مخصوص صرعیان نوشته بود- می آورد میگذاشت روی سینه ی بچه ، و با زغال دوازده خال به نیت دوازده امام روی پیشانی بچه می کشید ؛ و بالاسرش قران میخواند تا خوب شود.
کنار ِ پیاده رو بساط ِدعا فروشی و زنجیر و کاسه مسی و انگشتر عقیق و کشکول داشت .
به عنوان ِ اضافه کاری ، گدایی هم می کرد .
مونولوگ شماره 6: ترس کجاست؟
برای بهترین حالت اجرا با احساسات متفاوت مونولوگ زیر را اجرا کنید
وحشت.بی تفاوت. عصبی
ترس کجاست؟
اولین باری نبود که این سوال را از خودم میپرسیدم
من به دنبال ِ تـرس بودم و گویی زندگی ام بدون ِ تـرس ؛ از همان اول هم بیهوده بود
من از تخم بیرون آمدم چون گمان می کردم بیرون آمدن از بیرون نیامدن بهتر است و من بیرون آمدم تا تَـرس را پیدا کنم
همه ی وجودم از شنیدن ِ نام ِ تـرس در لذت ِ عمیقی فرو میرفت ..
من تـرس را ندیده بودم
من فقط شنیده بودم که جوجه ها از گربه ها میترسند
و همین جمله ی آموزگار ِ عزیزم ؛ سرمشق ِ همه ی زندگی ام شد ..
و حالا من ، جوجه ای بودم ؛ که همه ی عمرم را وقف ِ پیدا کردن ِ ترس ِ عزیزم کرده ام
دیگر از رویارویی با ترس َم ناامید شده بودم
تـرس ِ من هیچ جا نبود
تـرس برای همه بود ؛ جز من
من یک جوجه ی بدبخت بودم که هیچ گربه ای مرا نمی پذیرفت.
مونولوگ شماره 7: مست و سرگردان
برای بهترین حالت اجرا با احساسات متفاوت مونولوگ زیر را اجرا کنید
با ذوق.بغض.ارامش.ترس
مست و سرگردان
با شاخه گل و خنجر و نی لبکی در دست
بر روی جاده ای هموار
ولی باریک و خوفناک
به باریکی ِ دوک ِ نخ ریسی ِ ماه پیشونی
به خوفناکی دیو ِ قصه های جن و پری
– در همان سرزمینی که اسبه عصاری می کرد کارتونک بازی می کرد
من ساکت و خاموش
به آخرین سطرهای داستان سقوط می کردم
به کلاغی که مقدر شده بود به خونه اش نرسه
مثل یک گروتسک تنها
با صورتی بی حالت و عجیب
که معلوم نیست در واپسین لحظه
لبخند زده
یا گریه کرده
مونولوگ شماره 8: مست و سرگردان
برای بهترین حالت اجرا با احساسات متفاوت مونولوگ زیر را اجرا کنید
خشمگین.متفکر.بی تفاوت.ذوق زده
اونموقع ها که نظامی بودم و جوون،اونقدر مغزمو شستشو داده بودن که فکر میکردم تمام دنیا خلاصه میشه تو قوانین نظامی و درجه و اتوکشیدکی لباس و رژه و احترام نظامی، هه هه احترام نظامی،وقتی مافوقمو میدیدم جوری پاهامو به هم میکوبیدم که از هر طرف تا پنج متر زمین میلرزید،احترام نظامیای من توی مقر معروف بود. درجم که رفت بالا کلی لذت میبردم وقتی زیر دستام بهم احترام نظامی میزاشتن ،فکر میکردم خیلی ادم مهمی شدم.اما کمی که فکر کردم متوجه شدم بالاترین درجه هم که باشم برای مردم غیرنظامی هیچ اهمیتی ندارم .
مونولوگ شماره 9: مونولوگی زیبا از استاد الپاچینو در فیلم (بوی خوش زن)
سعی کنید با چند حالت مختلف اجرا کنید
من که همیشه این شکلی نبودم متوجهی؟ یه زمانی بود که منم میتونستم ببینم و چه چیزهایی که ندیدم، پسرهایی مثل اینا ،حتی جوون تر از اینا ،پسرهایی که دستاشون از بدنشون قطع شده بود ، ولی هیچی دلخراشتر از دیدن این نیست که روح یه نفرو متلاشی و ناقص کنید ، هیچ اندام مصنوعی واسه یه روح زخم خورده وجود نداره
مقالات مرتبط: انواع بازیگر در سینما را بشناسید | معرفی سبک های بازیگری
مونولوگ برای تست بازیگری خانم ها
مونولوگ شماره 1: فکر میکنی کلاست رو پایین میاره؟
عصبانی، ارام، التماسی، دستوری
فکر میکنی کلاست رو پایین میاره؟
نسترن: بی کلاسه؟ فکر میکنی کلاست رو پایین میاره؟ شما همش میگین که اون بی کلاسه.ممکنه اون پول نداشته باشه ولی کلاسش بالاتر از تو و دوستای مسخرته مامان. دیگه برام مهم نیست مامان..تو میتونی بهم بگی چی بپوشم…کجا برم، کجا بیام و چیکار کنم و چیکار نکنم اما قرار نیست بهم بگین چه کسی رو باید دوست داشته باشم…مامان میدونم امیر اون کسی نیست که تو برا من میخوای.. امیر وضعیت درستی نداره، پول و ماشین نداره ولی برام مهم نیست چون اون وجدان داره. مامان من سرتاپاشو دوست دارم.. دوسش دارم!!
مونولوگ شماره 2: میخوای جای منو بگیری؟
نفرت،با خنده، نا امید
میخوای جای منو بگیری؟
سارا: امروز که اومدم سر تمرین تئاتر میخواستم سینه تو پاره کنم و قلبتو درآرم… میخواستم ازت متنفر باشم.از ته دلم دوست داشتم ببینم که توی بازی اون نقش شکست میخوری. تو داری دیالوگ های منو میگی، لباس های منو می پوشی، داری نقش منو بازی می کنی!! اما وقتی نشستم و تمریناتت رو دیدم فهمیدم که نمیتونم ازت متنفر بشم…چون.. چون تو خوب هستی. تو بهتر از منی. خوب این یه حقیقته که مخاطب دوست داره جوونی و زیبایی و طراوت ببینه و این چیزایی که تو داری شون…ده سال تئاتر منو از هر چیزی که میخواستم دور نگه داشت… این چیزی بود که مچ پای شکسته ام بهم فهموند… برات آرزوی موفقیت دارم!!
متن تست بازیگری شماره 3: همیشه توی کتابا میخوندم
شکست خورده،متفکر،عصبانی،بی توجه
همیشه توی کتابا میخوندم یا تو فیلما میدیدم یا از ادمای مثلا موفق میشنیدم که میگفتن انسانها همشون خوبن مگر اینکه خلافش ثابت بشه.از این عقیده خوشم اومد چون ادمو امیدوار میکنه ولی هر چقدر که بیشتر زندگی کردم و تجربم بیشتر شد و بیشتر مطالعه کردم فهمیدم قضیه برعکسه،یعنی ادما بد هستن مگر اینکه خلافش ثابت بشه.میدونم الان تو دلتون بهم میگین این حرفو نزنم چون بداموزی داره اما به مقدساتم قسم من خوشحال میشم اگر کسی بهم ثابت کنه که اشتباه میکنم.
دیدگاهتان را بنویسید